|
رسواترین عاشق FOR ALL REAL LOVER MAN OR WOMAN
| ||
|
دوستان سلام آغازی دیگر روزی دیگر و اما امروز ... ------------- هدف "و اما امروز..." : نگارش تجربیات مهم هر روز در این ستون ---------------------- و اما امروز ... [ چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390 ] [ 10:22 ] [ rosvaa ]
و اما امروز ... چهارشنبه 29 خرداد 1392 موضوع امروز.. لبخند ... مهم نیست اکنون زندگی ام چگونه میگذرد... عاشق آن خاطراتی هستم که تصادفی از ذهنم عبور می کنند و باعث لبخندم می شوند...
[ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 ] [ 15:54 ] [ rosvaa ]
و اما امروز ... شنبه 25 خرداد 1392 موضوع امروز.. خاطراتت ... از در و دیوار قلبم نم دل تنگی می باره بگوکه دستات هنوزم واسه من یه چتری داره دستامو تنها گذاشتی تو نمی دونی چیه دردم از همون لحظه که رفتی دیگه زندگی نکردم خاطراتت مونده اینجا اما آرومم نکرده بخدا دل تنگیامو ذره ای هم کم نکرده حتی واسه ی یه لحظه جای پاهات گم نمیشه هرچی که سرم شلوغ شد جای خالیت پر نمیشه من توین تنهایی بی تو دیگه آروم نمیگیرم به این امید که تو می آیی من از این خونه نمی رم
[ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ] [ 12:6 ] [ rosvaa ]
و اما امروز پنج شنبه 26 اردیبهشت 1392 موضوع امروز.. من خودم... من نه عاشق بودم، و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من، من خودم بودم و یک حس غریب، که به صد عشق و هوس می ارزید، من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت، گر چه در حسرت گندم پوسید، من خودم بودم و هر پنجره ای، که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود، و خدا می داند، سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود، من نه عاشق بودم، و نه دلداده گیسوی بلند، و نه آلوده به افکار پلید، من به دنبال نگاهی بودم، که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید، آرزویم این بود، دور اما چه قشنگ، تا روم تا در دروازه تور، تا شوم چیده به شفافی صبح، با خودم می گفتم، روشنی نزدیک است، تا دم پنجره ها راهی نیست، همه اش رویا بود، و خدا می داند، بی کسی از ته دلبستگی ام پیدا بود.. ....رسواترین عاشق [ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ] [ 12:35 ] [ rosvaa ]
و اما امروز یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 موضوع امروز.. عابر امروز... به تماشای عابرین پیاده نشسته بودم، هر کسی به رنگی و سنی و لباسی. یکی شاد و یکی غمگین . اما در این بین ، تلاقی چشمان دخترکی با کفش های کتانی صورتی با شلوار مشکی قیف، بلوز صورتی و کیف کیتی و موهای دم اسبی با گل سری کوچک زیبا... و پیرزنی قد خمیده با عصای لرزان قهوه ای رنگ حکاکی شده و چادر گل دار طوسی رنگ با قدم های سنگین... چشمان هر یک پر از حرف بود. آن یکی آینده خود را می دید و دیگری گذشته اش را آن یکی افسوس دیروز و دیگری امید فردا این است داستان عابر امروز ....رسواترین عاشق [ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 15:14 ] [ rosvaa ]
و اما امروز چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 موضوع امروز.. نازیدن... یه جمله از دلم: آدمی اگه بخواد بنازه، به داشته هاشه که می نازه... وقتی چیزی برای نازیدن نداشته باشی شاید آدم نباشی... ....رسواترین عاشق [ چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:9 ] [ rosvaa ]
واما امروز دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 موضوع امروز.. دلم واسه دلم میسوزه... کاش همیشه می شد نوشت و به لغزش قلم روی صفحه، پر و بال داد تا پرواز ذهنت رو به چشم ببینی. خیلی دوست دارم بنویسم نه واسه کسی، واسه خودم شایدم واسه دلم. چون حس میکنم دلم بعضی وقت ها با خودم غریبی میکنه. دلم واسه دلم میسوزه و میگم بیچاره دلم برای همین شاید بتونم با نوشتن این کلمات به درد دله دلم گوش بدم شاید... ....رسواترین عاشق [ دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:54 ] [ rosvaa ]
و اما امروز شنبه 31 فروردین 1392 موضوع امروز.. رسوائی... بعد از چند وقت تونستم فیلم خوب و پر مفهومی رو ببنیم که جای بحث زیادی رو به خودش اختصاص داده این فیلم هم مثل همه ی فیلم ها نقص هایی رو داشت اما مهم برای من تلنگری بود که به من می زد طوری که وقتی فیلم تموم شد میخکوب صندلی بودم و اشک تمام چشمام رو سیراب کرده بود. از خدا خواستم منم آدم باشم خودش من و آدم کنه همون طوری که خودش می خواد آدمی که به داشتنی خدایی بالا سر بنازه و خدایی که به راه رفتن بندش رو زمین احساس غرور کنه... ....رسواترین عاشق [ شنبه سی و یکم فروردین 1392 ] [ 12:49 ] [ rosvaa ]
و اما امروز شنبه 24 فروردین 1392 موضوع امروز.. روزگارم... هر لحظه روزگارم ای دوست دست من نیست کار خداست... ....رسواترین عاشق [ شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ] [ 12:17 ] [ rosvaa ]
و اما امروز چهارشنبه 21 فروردین 1392 موضوع امروز.. بوی نو... سلام سال نو مبارک بعد از چند روزی دوری از دنیا و جارو جنجال های روزگار ؛ سرانجام بخت یار ما شد و دست به قلم مجازی بردم... به هر حال امیدوارم امسال سال پر بار، پر رونق، پر سلامت وسعادت، پر بوی نو و زندگی نو باشه واسه هممون... ....رسواترین عاشق [ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 ] [ 10:15 ] [ rosvaa ]
سال نو مبارک ...
[ شنبه هفدهم فروردین 1392 ] [ 15:9 ] [ rosvaa ]
و اما امروز پنج شنبه 17 اسفند 1391 موضوع امروز.. خاطره ی برف... بعضی روزها رو واقعا باید جایی ثبت کنی که هیچوقت از ذهنت پاک نشه و وقتی بعد از چند ماه یا سال اون رو دیدی خاطرش برات زنده شه وپر شعف بشی. از جمله ی اون روزها که باید ثبتش کنم امروزه... امروز همه ما، وقتی پا از خونه بیرون گذاشتیم غافلگیر شدیم، چراکه شهرمون لباس عروس معصومانه سفیدی به تن کرده بود، اون هم درست چند روز مونده به عید. این در صورتی که تا چند روز پیش هوا به قدری لطیف و بهاری بود که درخت ها و بوته ها تازه جونه زده بودن. و اما امروز و خاطره ی برف رو مدیون خدا و عظمت و حکمت هستم. شکرا یا حبیبی... ....رسواترین عاشق [ پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 ] [ 12:23 ] [ rosvaa ]
و اما امروز سه شنبه 15 اسفند 1391 موضوع امروز.. چشای تو... 100 سال تنهایی، شهر خاموش دلم... کوچه پس کوچه های تاریک دلم... و ناگهان آوای چشای تو... و اینک باران بارانی بی درد... ....رسواترین عاشق [ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391 ] [ 10:22 ] [ rosvaa ]
و اما امروز دوشنبه 14 اسفند 1391 موضوع امروز.. تو این خونه... یه حرفایی همیشه هست، که از عمق نگاه پیداست. اما پی بردن به عمق نگاه کمی سخته و کار هر کس نیست. فقط کسی میتونه اون رو درک کنه که خسته از همه آدما، با بغضی در گلو، لبریز از درد جدایی و وداع آخر، شیشه عمرش رو در دست داشته باشه. اگر عمق نگاه رو درک کردی مثل تعبیر خوب خواب، سحر هات رنگ دریا و شبها همسایه مهتاب میشی وگرنه ، نه اینجا جای موندن میشه و نه میتونی که برگردی با این حال، به زیر سقف این خونه، منم مثل تو مهمونم. مهمونی که می دونه چند روزی رو مهمونه اما منم مثل تو میدونم تو این خونه نمی مونم. هممون رفتنی هستیم... ....رسواترین عاشق [ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 11:17 ] [ rosvaa ]
و اما امروز سه شنبه 24 بهمن 1391 موضوع امروز.. به دوش کشیدن... به دوش کشیدن خیلی چیزها، از عهده بنده به تنهایی بر نمی میاد و الزام حضور قدرت پروردگاره که می تونه قوت بازوهات باشه واسه بر داشتن وزنه های سنگین زندگی. خداوند خدای از تو میخوام بازهم مثل همیشه کنارم باشی و بهم کمک کنی بتونم تک تک سنگ هایی که سر راه زندگیم قرار داره و جاده زندگی و رو تنگ کرده از سر رام بر دارم تا بتونم به توکه مقصد راهم هستی برسم...جانم بگیر و قدرت جانانه ام ببخش یارا... ....رسواترین عاشق [ سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 ] [ 15:5 ] [ rosvaa ]
و اما امروز دوشنبه 2 بهمن 1391 موضوع امروز.. جوانمرگ... کارل میگه: کسانی که نمی دانند چگونه با نگرانی ستیز کنند، جوانمرگ خواهند شد. چند روزیه نگرانی و سنگینی بار مسئولیتی که به دوشم هست، خیلی عذاب آور شده، طوری که حتی خواب شب رو ازمن گرفته. وقتی این جمله کارل رو دیدم دقیقا به صحت مطلبش پی بردم و دیدم که دارم از بین میرم. میدونین نگرانی همراه همیشگی این عصره و دوری ازش اجتناب ناپذیر. پس باید باید دانش روبرو شدن با نگرانی رو آموخت. اگر چه تجربه کردن بهترین راه آموزشه اما دونستن چگونگی برخورد با این تجربه هم میتونه به انسان کمک شایانی کنه... الهی من لی غیرک... ....رسواترین عاشق [ دوشنبه دوم بهمن 1391 ] [ 14:31 ] [ rosvaa ]
و اما امروز چهارشنبه 27 دی 1391 موضوع امروز.. بن بست... امروز می خوام با خودت حرف بزنم چون فقط تویی که از منی و در منی و با منی همیشه خواستم و باز هم میخوام که هوام رو داشته باشی و چشم به بدی هام ببندی نه اینکه بدی کنم و تو نبینی و به روت نیاری نه! مطمئنم که می دونی بدی هام ناخواسته است اگه تو نخوایی نمی تونم از این بن بست به سمت عشق برگردم تو راهی رو به من واکن می دونم خیلی بد کردم ....رسواترین عاشق [ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 11:12 ] [ rosvaa ]
و اما امروز یکشنبه 10 دی 1391 موضوع امروز.. امتحان الهی... امروز وقتی اومدم محل کار خبر هولناکی شنیدم که خیلی متاثر شدم، مادری پس از سالها سختی و صبر صاحب فرزندی میشه و دیشب این کودک 1 یا2 ساله بر اثر گاز گرفتگی از دنیا میره و مادر بستری بیمارستان مصموم و بی خبر از همه جا در انتظار سرنوشتشه. خدایا باید ازت شفاشو بخوام؟ صبر براشون بخوام؟ چی بگم خدا؟ خدایا خدایا چه امتحان سختی؟ خدایا از این امتحانات از بنده ت نگیر... ....رسواترین عاشق [ یکشنبه دهم دی 1391 ] [ 10:1 ] [ rosvaa ]
و اما امروز پنجشنبه 7 دی 1391 موضوع امروز.. نگاه دلت... اگر عاشقانه هواداره یاری اگر مخلصانه گرفتار یاری اگر آبرو می گذاری به پایش یقینا یقینا خریداره یاری به گریه شبی را سحر کردی یانه؟ چه مقدار بیتاب و بیمار یاری دل آشفته بودن دلیل کمی نیست اگر بی قراری بدان یاره یاری و پایان این بی قراری بهشت است بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری نسیم کرامت وزیدن گرفته و باران رحمت چکیدن گرفته مبادا بدوزی نگاه دلت را به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره ی بد شدیدا گرفته... ....رسواترین عاشق [ پنجشنبه هفتم دی 1391 ] [ 9:55 ] [ rosvaa ]
و اما امروز دوشنبه 27 آذر 1391 موضوع امروز.. یادگاری... با این کلمه، اولین بار وقتی آشنا شدم که کودکی با یک تیکه سنگ نوک تیز روی تن خسته ی یک درخت پیر، نامش را نوشت و تاریخ آن روز را زیرش نوشت. سال ها بعد وقتی به آن درخت رسیدم معنی یادگاری را خوب فهمیدم. اما انگار جای قلب من با تنه ی خسته ی آن درخت شباهتی دارد که قلبم شده صفحه لغزش سنگ نوک تیز... ....رسواترین عاشق [ دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 ] [ 15:12 ] [ rosvaa ]
و اما امروز دوشنبه 13 آذر 1391 موضوع امروز.. فاصله... نمی دونم این رسم روزگار یا مرام ما انسان هاست که فاصله رو به ثمر میرسونیم منظورم اینه که فاصله یه وسیله است ولی خودمون دوست داریم تو بازی زندگیمون راهش بدیم تا باهامون هم بازی بشه. اگه تو بازی راش ندیم، اگه ما هم تیمی ها دست به دست هم بدیم و با هم بخونیم " سردی نگاه و بشکن... فاصله سزای ما نیست" "حتی واسه ی یه لحظه ...این جدایی حق مانیست" خودش وقتی ببینه نیمکت نشین شده، آروم تیممون رو ترک میکنه ای کاش هیچ وقت نگیم "اگه فاصله افتاده... اگه من با خودم قهرم" " تو کاری بادلم کردی...که فکرشم نمیکردم" ....رسواترین عاشق [ دوشنبه سیزدهم آذر 1391 ] [ 10:51 ] [ rosvaa ]
به خدایی که در همین نزدیکیست رفاقت به معنی حضور در کنار فردی دیگر نیست بلکه به معنی حضور در درون اوست [ چهارشنبه یکم آذر 1391 ] [ 12:48 ] [ rosvaa ]
و اما امروز چهار شنبه 1 آذر 1391 موضوع امروز.. منو دریاب... خیلی تنهام، تنها و بی کس، توی این دنیا هیچ کسی رو نداشتن خیلی سخته. آره هستند کسانی که فقط اسم با تو بودن رو یدک میکشن اما به وقتش که باید باشند یادشون میره که باید باشند. از همین جا به هرکسی که این متن رو میخونه اعلام میکنم بدونین توی این دنیا روی عشق کسی، روی یاربودن کسی به رفاقت کسی حساب باز نکنید. فقط خدا... به نظر من بزرگترین خصلت خداوند خدای، بی همتایی و تنهایی است و از آنجایی که ما انسانها از شیره ی وجود او هستیم چه بخواهیم یا نخواهیم تنها هستیم امام من، حسین من، تورو به عظمت و بزرگیت، واسطه شو بین من و خدا... منو دریاب ...رسواترین عاشق [ چهارشنبه یکم آذر 1391 ] [ 11:47 ] [ rosvaa ]
و اما امروز سه شنبه 30 آبان 1391 موضوع امروز.. خواب عجیب... از وقتی یادمه تو محرم لباس مشکی تنم بود و با یه سر بند که همیشه عاشق یا ابوالفضلش بودم توی دستجات و هیات ها عزاداری میکردم. سنم که دو رقمی شد یه شبی خوابه عجیبی دیدم. توی خواب یه نفر بهم یه خونه ای رو نشون داد که بازتاب نور سبزه عجیبی داشت و گفت برو توی اون خونه هیئت عزاداری راه بنداز. خوابم رو برای مادرم تعریف کردم، رفت و با صاحب خونه صحبت کرد و با خبر قبول برپایی هیئت برگشت. یادمه با چادر سیاه مادر و جمع آوری برنج و روغن از درو همسایه هیئتمون برپا شد الان چندین سال از اون موضوع میگذره و من به این موضوع می بالم که موسس هیئت امام حسین ع، خادم عزاداراش و کفش جفتکن در خونه ی عزاشم...رسواترین عاشق [ سه شنبه سی ام آبان 1391 ] [ 9:55 ] [ rosvaa ]
و اما امروز چهار شنبه 24 آبان 1391 موضوع امروز.. ای دوست... به: یکی که یه زمانی رفیق بود "...اگه یادت بیاد به کلاغی که همیشه به خاطر نفس تنگیش صدای ناکوکی داشت اما همیشه دلش کوک بود مثل صدای سازش : سه تار..." این جمله، آخرین جمله ای که از تو دارم و هر روز میخونمش نمی خواستم راجبش چیزی بنویسم اما وقتی بهم میگی "...اگه یادت بیاد.." با خودم میگم حتما فکر میکنه من از یادم بردمش. اما اینطور نیست. نه الان بلکه تا ابد و همیشه به یادتم اما چه فایده؟ نمیدونم شاد باشم واسه وقتی که بودی یا آه بکشم واسه وقتی که رفتی به قول خودت "... امیدوارم که همیشه شاد باشی..." اگه بخوام میتونم یه دنیا شعر برات بخونم که توش از دوست باشه اما به همین اکتفا می کنم... به من گفتی که دل دریا کن ای دوست [ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 14:47 ] [ rosvaa ]
و اما امروز سه شنبه 16 آبان 1391 موضوع امروز.. اما چرا؟... سه شنبه 16 آبان1391 ساعت: 14:33 توسط:یکی که یه زمانی رفیق بود هنوز هم رفیقم اما فقط در سکوت... فقط آمدی این را گفتی و رفتی کاش میتوانستم بپرسم اما چرا؟ ...رسواترین عاشق [ سه شنبه شانزدهم آبان 1391 ] [ 15:10 ] [ rosvaa ]
و اما امروز پنجشنبه 10 آبان 1391 موضوع امروز.. امروز یا دیروز... ساعت 6 صبح رو نشون میده، از جام بلند میشم، کش و قوسی به تنم میدم، طلوع آفتاب رو میبینم، صدای پرنده ها رو میشنوم به هر طرف که رو میکنم میبینم تمامی این صحنه ها همون صحنه های روزهای قبل با خودم میگم نکنه امروز همون دیروزه، این که همش شد تکرار و تکرار و تکرار... موندم واقعا امروز یه روز جدیده یا همون دیروزه؟ ...رسواترین عاشق [ پنجشنبه یازدهم آبان 1391 ] [ 12:17 ] [ rosvaa ]
و اما امروز دوشنبه 1 آبان 1391 موضوع امروز.. برای تو... امروز صبح که صفحه وبلاگم رو باز کردم پیامت رو دیدم که نوشته بودی "...وقتی که رفتم ، تصمیمم این بود اما امروز
که اینجا هستم فقط نگران اینم که آیا با رفتنم دلی شکستم ؟ تنی خسته کردم ؟ چشمی
خیس کردم ؟ یا دوستی را بیزار از زندگی کردم..... اما چرا؟...رسواترین عاشق [ دوشنبه یکم آبان 1391 ] [ 10:58 ] [ rosvaa ]
و اما امروز یکشنبه 23 مهر 1391 موضوع امروز.. برای حسن... اوایل هفته قبل به من خبر دادن که یکی از دوستان قدیمی تصادف شدیدی کرده و به مهره های گردنش ضربه خورده و شدت ضربه باعث شده از گردن به پایین بدن هیچ حسی نداشته باشه... بعد کلی عمل، الان در حال حاضر مرخص شده و فعلا بی حرکت تو خونه افتاده بیچاره مادرش و خانواده اش، از عوض کردن سوند و فیزیوتراپی کل بدن و زخم بستر بگیر تا از همه بدتر قسم هایی که حسن، خدا رو به امام رضا ع و امام حسین ع میده که راحتش کنه. به اشکهای مادرش قسم تورا خدا دعا کنین هم برای حسن هم همه مریض ها... ...رسواترین عاشق [ یکشنبه بیست و سوم مهر 1391 ] [ 11:29 ] [ rosvaa ]
و اما امروز سه شنبه 18 مهر 1391 موضوع امروز.. آخر عمر منه... حس می کنم روزهای آخر عمرمه. الان که با مادرم تلفنی صحبت کردم نا خودآگاه وقتی خداحافظی کردم با خودم گفتم خداحافظ مادر من برای همیشه به همه سلام برسون. روزهای سختی رو می گذرونم . حس بودن در من مرده. حس تازگی ندارم. حس می کنم تمام تنم مثل وقتی یه که می میری، یخ کرده. کاش اینجا و توی این شرایط نبودم. هرراهی یه پایانی داره اما این راه و پایانش دست من نیست این که بخوام به آخر راه برسم دست من نیست. فکر میکنم دست خداست خدایا به فریادم برس.تموم اش کن. کاش هیچ وقت واقعیت ها رو به چشم نمیدیدم، کاش از اول نبودم، کاش اصلا شروع نمیشد و خیلی کاش های دیگه. خسته شدم از این همه بی مهری و دروغ و از این همه خودخواهی آخ روحم ...رسواترین عاشق [ سه شنبه هجدهم مهر 1391 ] [ 14:29 ] [ rosvaa ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||